نشریه منشور پنجم

Manshoorpanjom6

نشریه شماره 6

جستجوی سریع

صفحه اصلی زندگینامه 14 معصوم حضرت مهدی (عج) اشک دوم
اشک دوم مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
شنبه ، 23 آبان 1388 ، 17:11
دوباره شب شد . تاريكي و سكوت دستش را روي سرهمه پهن كرده و چشمهاي همه را بسته است.
نه گوشها مي شنوند و نه زبانها حق دخالت دارند كسي نيست بپرسد چرا گريه مي كني؟
نه اشك ريختنت دليل مي خواهد و نه درد دل كردنت درد.
همه جا خالي از اغيار است و پر از يار . آن يار سفركرده كه هرچه دل است در پي اوست و هر چه در پي او نيست اصلاً دل نيست ، ياري كه مهرش قيمت دارد ، قيمتش بهاي جان است ، ارزان نمي فروشد بايد بسوزي تا بسازدت .
بايد بميري تا حياتت دهد.
اينجا وادي زبوني سيمرغ است كه همان سي مرغ هم هنوز به كوه معرفتش نرسيده اند او هزار و پانصد سال است منتظر 313 نفر است كه اگر هر سال يك نفر قرباني اش مي شد تا كنون چهاربار سپاه فراهم كرده بود اما افسوس و صدافسوس براين بشر.
مولايم وقتي كودك بودم مي گفتم :
به دست خود درختي مي نشانم
به پايش جوي آبي مي كشانم
بعد هم نهال كوچكي را با دستان كوچكترم به سختي درون خاك فرو می بردم و به خيال خامم هر روز منتظر جوانه اش بودم و سايه اش مي طلبيدم.
اما امروز به دست خود نهالي از مهرت در دلم نشاندي و آبياري اش به من سپردي مي خواستم با جويبار اشك نهال محبتت برويانم ،اما امشب فهميدم كم است ، اشك هم راه به جايي نمي برد مولا، براي تو بايد خون گريه كرد بايد محبت دنيا را با خون دل از ديده برون سازم ، دل بستگي هايم را،علاقه هايم را قطره قطره با اشك از ديده فرو ريزم .
مولايم تنها شده ام تنها مانده ام تا تن ها را از خود برانم و تو را به محفل غريبانه ام دعوت كنم .
از تو خواستم تا فقط براي تو ناله كنم تا لبم بخندد و دلم گريه كند ، تا روز سكوت كنم و شب فرياد.
مولايم چه خوب شد كه شب را آفريدي تو دست توانمند خالق يكتايي ، اگر شب نبود زيبايي ها هم نبود ، اين تاريكي و سياهي است كه منشأ نور و سرور مي شود.
اگر شب نبود عقده ها در گلو مي ماند ، بغض مي شد ، منفجر مي شد و دنياي ظاهرمان را نابود مي كرد. خوش حالم كه شب را دارم كه تو را دارم مولايم كجايي تا سر به پايت بگذارم و بگریم بگريم و بنالم كه هرچه دارم از تو دارم       مي دانم ،
مي دانم كه در راه تو « زهر باید خورد و انگارید قند »
مي دانم كه "زشت بايد ديد و انگاريد خوب "
مي دانم كه « بس كه بپسنديد بايد ناپسند » زيرا پسند تو مهم است نه من .
تو بهانه ي خلقتي ، تو ثقل زمين و آسماني ، تو قرار زمين و زمينیاني ، عالم ايجاد طفيل توست نه تو براي عالم .
من چه باشم كه سخني بگويم ،اصلاً منی وجود ندارد كه از او سخن بگويم ، هرچه هست تو هستي .
اما مولايم يادت باشد همين مخلوق حقير و نامقدار ضعيف است و تاب مقاومت بسيار ندارد طوفان سهمگين است و از بدحادثه اينجا به پناه آمده است .
مي شود سحري هم نوبت او شود و به جرعه اي « نه جامي » عطشش فرو نشانی .    
مي شود وقت سحر از غصه نجاتش دهي .
مي شود اندر آن ظلمت شب آب حياتش دهي؟

« يا مهدي ادركني »



 
 

اوقات شرعی

خبر رسانی

mobileچنانچه تمایل دارید مراسمات مسجد جامع ومجتمع فرهنگی امام محمدباقر(ع) درمناسبت های مختلف به شماره همراه شما ارسال شود میتوانید شماره همراه خود را به سامانه پیام رسانی این مجموعه به شماره:
09356542240
ارسال فرمائید.

جای تبلیغات شما

ecommerce03

عضویت در خیر نامه

نام:

ایمیل:

ارتباط با ما






مترجم سایت

English French German Italian Portuguese Russian Spanish