نشریه منشور پنجم

Manshoorpanjom6

نشریه شماره 6

جستجوی سریع

صفحه اصلی زندگینامه 14 معصوم پیامبر اکرم (ص) پیامبر مهربانی
پیامبر مهربانی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
شنبه ، 8 اسفند 1388 ، 13:57
بزرگترین بشارت الهی

صلوات خدا بر تو ای نور اول، که خداوند وجود مبارکت را بر زمین نازل نمود تا رحمة للعالمین باشی.

milad01

سلام بر تو که نور مطهرت در آدم(علیه السلام) به ودیعت گذاشته شد، و درخشش تو در پدران و مادران پاکت چشم ها را خیره کرد.

قدوم مبارکت بر چشم ما، که با میلادت وعده شش هزار ساله انبیاء تحقق یافت و انتظار بشریت به انجام رسید.

خدا را شکر که با وجود تو بر ما منت گذاشت تا برای کمال نهایی بشریت قرآن و اهل بیت (علیه السلام) را به ارمغان آوری

ای ختم نبوت، داستان میلادت شیرین ترین روز تاریخ بشریت است، که با یاد آن صفحه دل را با عطر محمدی طراوت می بخشیم.

یا رسول الله! هر ساله میلاد تو را به عنوان بزرگترین بشارت الهی به انسان ها جشن می گیریم؛ در آرزوی روزی که با ظهور فرزندت حضرت مهدی(علیه السلام) زیباترین وعده آسمانی تحقق یابد، و در بارگاهت جشن ولادت تو را با حضور او بر پا نماییم و عظمتت را از لسان مبارکش به گوش جان سپاریم.

نسبت پیامبر

اجداد بزرگوار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)از آدم (علیه السلام) تا عبدالله، همه از ازدواج های پاک بودند و هرگز ازدواج جاهلیت در آنها راه پیدا نکرد.


milad02

بین پیامبر(صلی الله علیه و آله و السلم) تا آدم (علیه السلام) چهل و پنج پدر فاصله است که نام آنان دقیقاً ثبت شده است. نسبت مبارک آن حضرت به طور متصل تا آدم (علیه السلام)چنین است. محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصّی بن کلاب بن مرّة بن کعب بن لویّ بن غالب بن فهر بن مالک بن نفر بن خزیمة بن مدرکه بن طابخة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان بن ادّ بن یسع بن همیسع بن سلامان بن نبت حمل بن قیدار بن اسماعیل بن ابراهیم بن تارخ بن ناخورین سروغ بن هود بن ارفخشد بن متوسلخ بن سام بن نوح بن لمک بن ادریس بن مهلا ییل بن زبار بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم.

بشارت ها در ایام بارداری

در هر ماه از ایام بارداری آمنه علیه السلام، پیامبری از پیامبران الهی نزد او ظاهر می شد و بشارتی به وی می داد. خداوند نیز با فرستادن ندایی که هر ماه از آسمان شنیده می شد مردم را منتظر قدوم این فرخنده مولود می گذاشت.



* بشارت دهید که هنگام تولد محمد به مبارکی نزدیک شده است.*



کوه ها و درختان و آسمان ها نیز از شنیدن این خبر خوشحال بودند و به یکدیگر بشارت می دادند و می گفتند:


* بدانید که آمنه به محمد باردار است*

milad03


آمنه می گوید: در دوران حمل هرگز سنگینی فرزند را احساس نکردم و شنیدم شخصی می گوید:

*تو به والاترین و بهترین مردم باردار شده ای هنگامی که او را به دنیا آوردی* *نامش را محمد و احمد و محمود بگذار*

پیامبرانی که در ایام حمل بر حضرت آمنه ظاهر شدند و بشارت دادند بدین ترتیب است:



ماه اول: حضرت آدم(علیه السلام):


*ای آمنه بر تو بشارت باد که به بهترین مردم حامله شده ای*

ماه دوم: حضرت ادریس(علیه السلام):


*ای آمنه تو حامل پیامبری گرانقدر و عظیم الشان هستی*

ماه سوم: حضرت نوح(علیه السلام):


*ای آمنه تو به صاحب پیروزی ها باردار هستی*

ماه چهارم: حضرت ابراهیم(علیه السلام):


*ای آمنه ولادت پیامبر بلند مرتبه بر تو بشارت باد*

ماه پنجم: حضرت داود(علیه السلام):


*ای آمنه ولادت صاحب صفات پسندیده بر تو بشارت باد*


milad06


ماه ششم: حضرت اسماعیل(علیه السلام):

*ای آمنه ولادت مولود محترم بر تو بشارت باد*

ماه هفتم: حضرت سلیمان(علیه السلام):


*ای آمنه ولادت صاحب برهان بر تو بشارت باد*

ماه هشتم: حضرت موسی(علیه السلام):


*ای آمنه ولادت پیامبر کریم گوارایت باد*

ماه نهم: حضرت عیسی(علیه السلام):

*ای آمنه ولادت صاحب گفتار راستین و لسان فصیح بر تو بشارت باد*

این گونه نه ماه ایام بارداری آمنه سپری شد.


جهان در شب ولادت

در شب میلاد پیامبر تحولاتی در جهان به وقوع پیوست. در عالم بالا، بهشت و نهر کوثر را زینت کردند و به مناسبت ولادت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در آنجا تغییراتی به وقوع پیوست.


milad07


بهشت در شب میلاد

در شب ولادت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سپس به بهشت گفته شد: شاد باش و خود را زینت کن که پیامبر دوستداران تو به دنیا آمد. بهشت از این خبر مسرور شد و تا روز قیامت شاد خواهد ماند.

مخلوقات در شب میلاد


در شبی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متولد شد. دنیا به قدری نورانی شده بود که شیاطین ترسیدند و در بین خود گفتند: در زمین اتفاقی عظیم افتاده است.

همچنین در آن شب سنگ ها و خاک ها و درخت ها از شدت نور مسرور شدند و آنچه در آسمان و زمین بود برای پروردگار تسبیح گفت. در آن شب هیچ کوهی نماند مگر آنکه لااله الاالله می گفت و شاخ و برگ و میوه های درختان تا چهل روز از شادی میلاد پیامبر تقدیس پروردگار می گفتند.

ستارگان در شب میلاد


در شب ولادت پیامبر(صلی اله علیه وآله و سلم)آسمان شهاب باران می شد لذا اهل مکه ترسیدند و گفتند گمان داریم این علامات ظاهر شدن ساعتی است که اهل کتاب از آن خبر می دادند.

عده ای از اهل مکه وحشتزده نزد پیرمرد دانایی رفتندو گفتند: آیا این از علامات قیامت است؟

او گفت: به ستارگانی نگاه کنید که راهنمای شما در دریا و خشکی هستند اگر آنها حرکت کرده اند بدانید که قیامت رسیده است و اگرحرکت نکردند بدانید که امری عظیم اتفاق می افتد.

همچنین شخصی از بزرگان مکه گفت:

ستارگانی را که علامت فصل های تابستان و زمستان هستندرا بنگرید اگر آنها حرکت کردند بدانید که دنیا هلاک می گردد و اگر آن ستارگان ثابت بودند و ستاره های دیگر به حرکت درآمدند بدانید که امر عظیمی در شرف وقوع است.

عده ای نزد کاهن رفتند و از او درباره حرکت ستارگان سوال کردند و او پاسخ داد: خبر جدیدی در بنی هاشم رخ داده است.

و آنان به راستی صاحبان فضیلت از میان آنها کسی متولد می شود که ظالمان را از بین خواهد برد.
حضرت رسول، حضرت محمد، هفته وحدت

کعبه در شب ولادت


milad05

اولین نشانه ای که از ولادت پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) در مکه ظاهر شد و بت های که در آن بودند با صورت بر زمین افتادند و صدایی فریاد و ولوله از آنها برخاست. سپس صیحه ای از آسمان شنیده شد که گفت: حق آمد و باطل از میان رفت و باطل نابود شدنی است.

پس از آن هاتفی از کعبه ندا کرد: ای قریشیان، بشیر و نذیر آمد که عزت ابدی و نفع کثیر همراه وی است و او محمد خاتم پیامبران است.

عبدالمطلب می گوید من در شب ولادت نوه ام محمد، لحظاتی در کعبه بودم که ناگهان دیدم بت ها از مکان خود سقوط کردند و با صورت بر زمین افتادند. آنگاه صدایی از دیوار کعبه شنیدم که می گفت: مصطفی متولد شد که کفار به دست او هلاک خواهند شد او کعبه را از عبادت بت ها یطهیر خواهد کرد و مردم را به سوی عبارت خدا دعوت می کند.

در همان شب به امر غیبی بت ها از داخل خانه خدا بیرون آورده می شدند و در نزدیکی حجرالاسود با صورت بر زمین می افتادند.


پایگاه های کفر در شب میلاد


گذشته از بت ها که در شب میلاد پیامبر سرنگون می شدند، دو پایگاه بزرگ کفر نیز در آن شب نابود شد یکی آتشکده فارس بود که زرتشتیان هزار سال در حفظ آتش آن کوشیده بودند و هرگز خاموش نشده بود این معبد در آن شب ناگهان خاموش شد و همه موبدان و بزرگان مجوس را در حیرت فرو برد.

دیگری دریاچه عظیم ساوه بود که مردم آن را می پرستیدند این دریاچه با آن همه آب در شب ولادت ناگهان خشک شد و پرستندگان آن را متحیر ساخت.

انوشیروان پادشاه ایران

سه شب قبل از ولادت پیامبر انوشیروان پادشاه ایران در رویا دید که تعدادی از طاق های قصرش فرو ریخت و در شب ولادت ایوان قصر لرزید و چهارده طاق از آن فرو ریخت.


milad08


هنگام صبح انوشیروان از خواب برخاست و با دیدن منظره ی قصر وحشت کرد. لذا صلاح دید با وزیران و منجمان وکاهنان به مشورت بنشیند به همین منظورلباس سلطنت خودرا پوشیدوتاج برسرگذاشت وبرتخت نشست آنگاه همه را به مجلس دعوت کرد و آنچه اتفاق افتاده بود به آنان خبر داد.

در همین حال سه خبر دیگر برای او آوردند:«یکی خاموش شدن آتش هزار ساله آتشکده فارس و دیگری خشک شدن دریاچه عظیم ساوه که مردم آن را می پرستیدند و سومی جاری شدن آب در بیابان سماوه که سال ها در آن آب نبود.

انوشیروان از بروز این حوادث عجیب بسیار هراسان شد.

او رئیس کاهنان قصر به نام سائب را صدا زد و گفت این چه وقایعی است که اتفاق می افتد؟

سائب به همراه کاهنان و ساحران و منجمان هرچه علوم خود را به کار گرفتند اثری نبخشید و هیچکدام از کارهایشان به نتیجه نرسید چرا که در روز ولادت پیامبر علم ساحران و کاهنان باطل شده بود. در این میان خبر رسید که دیشب نوری از سوی حجاز به آسمان رفته و آسمان ایران و روم را روشن کرده است.

انوشیروان به یکی از کارگزاران خویش به نام نعمان بن منذر چنین نامه نوشت:

(از انوشیروان به نعمان بن منذر مردی عالم و دانا نزد من بفرست که می خواهم از او سوالاتی بپرسم که پاسخ همه آنها را بداند!)

نعمان به منذر شخصی به نام عبدالمسیح بن عمرو بن حیان بن نفیله غسانی را که سن او نزدیک به 300 سال بود نزد انوشیروان فرستاد شاه از او پرسید آیا آنچه بپرسم می دانی؟ عبدالمسیح پاسخ داد هرچه پادشاه بپرسد اگر بدانم می گویم و اگر ندانستم شخصی را می شناسم که پاسخ آن را خواهد دانست آنگاه اتفاقاتی را که واقع شده بود برای او شرح داد و دلیل آن را جو.یا شد عبدالمسیح گفت: شخصی به نام سطیح که از کاهنان بزرگ است و اینک در سرزمین شام زندگی می کند و پاسخ این سوال را می داند پادشاه گفت: پس نزد او برو و داستان را شرح بده و پاسخ آن را بیاور. عبدالمسیح از ایران به شام سفر کرد و نزد سطیح آمد و او را در حال احتضار دید وقتی به او سلام کرد پاسخی نشنید لذا خود را معرفی کرد و مقصودش را از آمدن بیان کرد ناگهان سطیح چشم گشود و گفت:

پادشاه ایران عبدالمسیح را فرستاده تا از شکستن چهارده طاق ایوان و جوشیدن آب در بیابان و خشک شدن دریاچه ساوه و خاموش شدن آتش هزار ساله بپرسد؟

ای عبدالمسیح هنگامی که در بیابان سماوه آب بجوشد و دریاچه ساوه خشک شود و آتش معبد فارس خاموش شود دیگر کشور شام برای سطیح کشور نخواهد بود و آرزوی مرگ خواهد کرد، چرا که پیامبری به نام محمد متولد شده است.

آنگاه جان به جان آفرین تسلیم کرد. عبدالمسیح از شام به ایران بازگشت و نزد انوشیروان آمد و سخنان سطیح را برای او گفت و متولد شدن آخرین پیامبر را خبر داد.

ادیان در شب ولادت

در شب میلاد از یک سو پادشاهان و از سوی دیگر بزرگان ادیان با مناظر عجیبی روبرو می شدند. انوشیروان در ایران با فرو ریختن قسمتی از قصر عظیم مدائن روبرو شد و نجاشی در جبشه رویای عجیبی دید. بزرگان یهود از طلوع ستاره سرخ باخبر شدند و کشیشان مسیحی بر محراب کلیساها نام محمد را دیدند و زرتشتیان آتش هزار ساله را از دست دادند. این وقایع به جای جای زمین خبر ولادت پیامبر را جهانی ساخت.

milad09


خبر حبیب راهب

در آن شب هیچ دیر و صومعه ای نماند مگر آن که بر محراب آنها کلمه نوشته شد و تا صبح ماند. عده ای در همان شب نزد حبیب راهب آمدند و گفتند: ای حبیب دلایل این منظره های عجیب را که هر لحظه اتفاقی می افتد برایمان بازگو: پرده هایی از آسمان برای کعبه، سرنگون شدن بت ها در داخل کعبه، حرکت ستارگان، برق آسمان و صداها و فریادهایی که شنیده می شود.


حبیب گفت:

می دانید که من بر دین شما نیستم ولی سخن حق را می گویم. اگر خواستید قبول کنید و اگر نخواستید نپذیرید این علامات به وجود نیامده مگر برای پیامبری فرستاده شده در این زمان که ما اسم و صفت او را در تورات و انجیل و زبور و دیگر کتابهای آسمانی یافته ایم.

اوست آن شخصی که عبادت بت ها را باطل می کند و مردم را به سوی پروردگار دعوت می کند او بر تمام عالمیان همانند شمشیری برنده و نیزه ای موثر و تیری سهمناک خواهد شد و همه پادشاهان وظالمان دنیا در برابر او خاضع می شوند و ای و صد وای بر اهل کفر و طغیان و عبادت کنندگان بت ها از شمشیر و نیزه و تیر او هر کس ایمان بیاورد و نجات یافته و هر کس او را انکار کند هلاک شود.


سخن بزرگان یهود


بدانید که ستاره سرخ طلوع کرده است که هیچگاه طلوع نمی کند مگر برای ولادت یا قیام یک پیامبر و هیچ پیامبری نمانده جز احمد که این ستاره نشانه ی ولادت اوست

لحظات ولادت


اکنون لحظات ولادت نزدیک می شود. پدر حضور ندارد و مادر در این فراق اشک می ریزد. در تنهایی شربت بهشتی برایش می آورند و بانوان و حوریان بهشتی به یاریش می آیند. پرده از پیش چشم مادر برداشته می شود و ندایی آسمانی میلاد فرزند را مژده می دهد.

محمد قدم در این جهان می گذارد و نام او را خدا تعیین می کند. او را به آسمان ها می برند و به همه خلایق نشان می دهند و مهر نبوت بر کتف او نقش می کنند و ملائکه برای سلام بر او صف می کشند. مراحل شیرین این ولادت را پی می گیریم:

پیامبر قدم در جهان گذاشت

مقارن طلوع فجر روز جمعه هفدهم ربیع الاول سال عام الفیل 53 سال قبل از هجرت، مقارن سال 567 میلادی مطابق با 6163 سال پس از هبوط آدم و 55 روز پس از هلاکت اصحاب فیل

در خانه ای که در شعب ابی طالب بود، حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله وعلیه وآله) با قدوم خود جهان را نورباران کرد و قدم بر چشم عالمیان نهاد.

در این هنگام آمنه را حالتی مانند خواب فرا گرفت و پس از لحظاتی به خود آمد و پسر عزیزش را در کنار خود دید آن حضرت همین که قدم بر این دنیا نهاد دو زانو و دو دست خود را بر زمین قرار داد.

سپس مشتی خاک در دست گرفت و سر به سوی آسمان بلند کرد آنگاه به سجده رفت و پیشانی بر خاک گذارد و با انگشت سبابه همانند کسی که به درگاه پروردگار استغاثه می کند به آسمان اشاره می کرد پس از آن لب به توحید گشود و فرمود:

الله اکبر کبراً و الحمدالله کثیراً و سبحان الله بکرة و اصیلاً


(خدا بزرگ است و شکر بسیار برای پروردگار است و هر صبح و شب تسبیح خداوند می گویم )

هنگامی که حضرت این کلمات را می فرمود نوری از دهان مبارکش ساطع شد که اهل مکه آن را دیدند.

هفته اول ولادت

ساعتی پس از تولد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه بنت اسد نزد آمنه آمد. آمنه پرسید آیا آنچه من می بینم تو هم می بینی؟ پرسید: چه می بینی؟ پاسخ داد: نوری که بین مغرب و مشرق ساطع شده و سرزمین فارس و قصرهای شام در آن دیده می شود.

فاطمه بنت اسد نزد ابوطالب رفت و او پرسید: چه شده است؟ از چه چیزی تعجب کرده ای. او آنچه را که آمنه گفته بود به ابوطالب خبر داد و ابوطالب گفت این مطلب را پنهان کن و به کسی مگو. آیا بشارتی به تو بدهم.

پاسخ داد: آری. فرمود:سی سال صبر کن تا فرزندی به دنیا آوری که همانند این مولود است. اما پیامبر نیست. او وزیر و وصی همین محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) است.


بوی مشک

عباس عموی پیامبر می گوید پس از ولادت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) نزد آمنه رفتم و نوزاد او را در آغوش گرفتم در بین دو چشمش نوری درخشان دیدم و از او بوی مشک شنیدم.


عقیقه برای فرزند

یک روز پس از ولادت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عبدالمطلب گوسفندی برای آن حضرت عقیقه کرد و نام نوه اش را «محمد» اعلام کرد عده ای پرسیدند: چه چیز تو را واداشت که نام او را محمد بگذاری و چرا از نام اجداد خود اسمی را انتخاب نکردی؟

عبدالمطلب که طبق دستور آسمانی به آمنه نام محمد را بر تازه مولود گذاشته بود گفت: دوست داشتم خداوند در آسمان و مردم در زمین او را ستایش کنند.


ابر بالای کعبه

روز دوم مردم مکه کنار کعبه آمدند ناگهان هاتفی نداد داد:

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

حق آمد و باطل از بین رفت که باطل نابود شدنی است.


گهواره مولود

در روز سوم میلاد، عبدالمطلب گهواره ای برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خرید. این گهواره از چوب خیزران مشکی ساخته شده بود. گهواره پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دو حلقه از نقره سفید داشت که رنگ آن مانند لعل زرد بود و گهواره را با حریر سفید پوشانده بودند.

هرگاه پیامبر بیدار می شد تسبیح خداوند می گفت و تکان دهنده گهواره ملائکه ی پروردگار بودند.


milad04


نور عجیب در گهواره

روز چهارم میلاد، سواد بن قارب نزد عبدالمطلب آمد که نزدیک کعبه نشسته بود و قریش و بنی هاشم گرد او حلقه زده بودند سوار گفت:

ای عبدالمطلب شنیده ام که برای پسرت عبدالله فرزند پسری زاده شده و مردم درباره ولادت او مطالب عجیبی می گویند. اینک از تو خواهش می کنم اجازه دهی تا لحظه ای سیمای وی را ببینم. آنگاه به اتاق حضرت رفتند و دیدند در گهواره خوابیده و هیبت پیامبران از وجود او نمایان است.

سوار با دیدن این منظره روی گهواره خم شد و سرو پای کودک را بوسید و به عبدالمطلب گفت: تو را بر خود شاهد می گیرم که من به این پسر و آنچه از نزد پروردگار می آورد ایمان آوردم. آنگاه گونه های پیامبر را بوسید و خارج شد.


برکت مولود نورانی

در سالی که آمنه باردار شد و پیامبر به دنیا آمد باران مفصلی پس از چند سال خشکسالی بارید و همه جا سرسبز شد و درختان میوه دادند. این بود که آن سال را سال گشایش و سرور نامیدند و آن را از قدوم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دانستند.


آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 9 اسفند 1388 ، 12:36
 
 

اوقات شرعی

خبر رسانی

mobileچنانچه تمایل دارید مراسمات مسجد جامع ومجتمع فرهنگی امام محمدباقر(ع) درمناسبت های مختلف به شماره همراه شما ارسال شود میتوانید شماره همراه خود را به سامانه پیام رسانی این مجموعه به شماره:
09356542240
ارسال فرمائید.

جای تبلیغات شما

ecommerce03

عضویت در خیر نامه

نام:

ایمیل:

ارتباط با ما






مترجم سایت

English French German Italian Portuguese Russian Spanish