هربرت جرج ولز
نویسنده و محقق انگلیسی در كتاب سرمایۀ سخن می گوید: «اسلام تنها دینی است كه هر بشر شرافتمند
می تواند بداشتن آن افتخار ورزد، اگر شاخه و برگهای اخیر آن را بزنند (كه اینكار را امام روح¬الله خمینی در انقلاب اسلامی ایران كرد.) تنها دینی است كه من دریافته ام و بارها گفته ام كه از سر خلقت آگاه است و با راز آفرینش آشنا و همه جا با تمدن همراه است، دین اسلام می باشد».
اسلام در آغاز كار از پیچیدگیهای لاهوتی كه مدتها مایۀ دردسر مسیحیت شده¬بود و سرانجام، حقیقت آن را از میان برد بركنار بود. اسلام كاهن ندارد بلكه گروهی دانشمند و معلم و واعظ دارد و روح رأفت و سخاوت و اخوت در آن نافذ است.
هانری ماسه
اگر درباره پیغمبر اسلام یك بحث اجمالى نماییم، شخصیتى كه همواره متفكر و در اندیشه است، با نفسى كه باطنش مملو از غم و اندوه باشد، در برابر ما مجسم مىشود؛ اما مداركى كه از او در دست است، شخصى را در برابر ما مىآورد كه معتقد به خداى یگانه و زندگانى اخروى است و از صفات برجستهاش، مهربانى بىشائبه، عزم، اراده و اعتقاد است؛ علاوه بر این، مردى است حاكم، ادارهكننده، سیاسى، جنگى و با وجود این، قاهر و آشوبطلب نبوده، برعكس، همیشه طالب صلح و آرامش بوده است.
ولتر
سال 1763 میلادى در تاریخ افكار ولتر نقطه عطفى بود. در این سال بود كه سرانجام تصویر جدیدى از حضرت محمّد(ص) و پیروانش در ذهن او ترسیم شد، قضاوت او نیز درباره شخص پیامبر اسلام (ص) كه همیشه مورد عنادش بود تغییر كرد و آنگاه كه حقیقت را بازیافت درباره آن حضرت گفت: محمّد(ص) بى گمان مردى بسیار بزرگ بود و مردان بزرگى نیز در دامن فضل و كمال خود پرورش داد. قانون گذارى خردمند، جهانگشایى توانا، فرمانروایى دادگستر، پیامبرى پرهیزگار بود و بزرگترین انقلاب هاى روى زمین را پدید آورد.
ولتر در سال 1776 میلادى به یاد نمایشنامه فناتیسم، نخستین اثر ضد اسلامى اش، آخرین سخن خود را بر زبان آورد كه: "من در حق محمّد(ص) بسیار بد كردم" و چون برداشت هاى اولیه او از اسلام تحت تأثیر نوشته هاى مغرضانه مسیحیان بود از روى خشم مى گفت: "همه كتاب هایى را كه تاكنون مسیحیان درباره مسلمانان نوشته اند باید بر آتش افكند."
واشنگتون ایروینگ
نویسنده و كنسول آمریكا در اسپانیا در كـتاب MOHAMAD AND HIS SUCCESORS می گوید: «تمام آیـات قرآن محكم و پرمعنی می باشد و از روی شعور نوشته شده¬است. بنابراین سندی كه باعث تسلی قلب خودمـان در دسـت باشد نداریم».
مهاتما گاندی
حیات شخص پیامبر اسلام بنوبه خود نشانه وسر مشق بارزی برای رد فلسفه عنف واجبار در امر مذهب می¬باشد.
مسیو بارتلمى سن هیلیارد
محمد(ص)در دوره خود، باهوشترین عرب و پرهیزگارترین و متدیّنترین آنان، پرحوصله و بردبارتر از همه و نسبت به دشمنان از همه مهربانتر و خوشرفتارتر بود و بر پایه آن، امپراتورى عظیم و بىمانند اسلامى را برپا كرد كه ناشى از تفوق این پیغمبر، بر رجال آن عصر بود و بس؛ اما دینى كه او آورد و مردم را به آن دعوت نمود، یك خیر و بركت بزرگ بود و از این رو، عموم ملل به او گرویدند و از آن بهرهمند شدند.
مسترجون دى فینرات انگلیسى
محمد از بزرگترین خیرخواهان بشر است و ظهور او، نشانه یكى از عالىترین عقول مىباشد. اگر آسیا بخواهد به فرزندان خود افتخار كند، سزاوار است كه به این رادمرد بزرگ و بىمانند، افتخار نماید؛ البته یكى از ظلمهاى بزرگ است، اگر بخواهیم حق این مرد بزرگ را ادا نكنیم؛ زیرا این همان شخصى است كه در هنگام ظهورش، عرب در درجهاى از انحطاط و توحش بوده كه بر ما مخفى نیست و باز مىبینیم كه پس از بعثت او، بر اثر انوارى كه دیانت اسلام در كسانى كه آن را با میل پذیرفتند، افروخت، چگونه اوضاع آن سامان، منقلب و دگرگون شد؛ به همین جهت است كه شك در بعثت محمد (ص) را شك در قدرت خداوندى كه شامل تمام جهان و جهانیان است، باید دانست.
مستر هوبرت ویل
محمد، ششصد سال پس از مسیح ظهور كرد و با نیروى خدایى كه داشت، توانست تمام اوهام را برطرف سازد و بتپرستى را براندازد و چون مردى درستكردار، راستگو و بىآلایش بود، مردم به او لقب امین داده بودند. لهجه صادق و عزم استوارى داشت و با همین مزایا، توانست گمراهان را به راه راست هدایت كند.
لورانسیا دالبرى
محمد(ص) ، بزرگ و پیشواى حكومت اسلامى و همواره مراقب آسایش و آزادى ملت خود بوده و كسانى را كه مرتكب جنایت مىشدند، مجازات مىكرد. این پیغمبر، دعوت به پرستش خداى یگانه و دین یگانگى را ترویج مىكرد و در دعوت به این دین، لطف و مهربانى را حتى با دشمنان، مراعات مىكرد. در این شخصیت، دو صفت از بهترین و عالىترین صفات بشرى وجود داشت و آن دو، عدل و رحمت مىباشند.
لوئى توماس
كمتر خانوادهاى در عربستان دیده مىشود كه نام یكى از فرزندان خود را «محمد» نگذارد و اصولاً انتشار این نام در عالم، بیشتر از انتشار نام پطرس و یوحناست. محمد(ص)، پیغمبر عرب، اول كسى بود كه وحدت ملى عرب را عملى كرد و آن قبایل را در زیر یك پرچم گردآورد و هنگامى كه ظهور نمود، نه تنها عربستان، بلكه جهان، محتاج به ظهورش بود. او با قوه و اعمال نفوذ، وحدت عرب را ایجاد نكرد؛ بلكه بر اثر كلام شیرین و اخلاق نیك خود، قلوب این قوم را تسخیر كرد تا آنان از روى میل از او پیروى كرده، به گفتههایش ایمان آوردند. حقاً مىتوان گفت كه فرزند مكه صفایى داشت كه در سایر پیغمبران یافت نمىشد. در او نیرویى بود كه با آن، میان دلهاى متفرق، ایجاد ائتلاف مىكرد و به طورى آنها را متحد مىكرد كه در پندار و احساس، در حكم یك دل بودند.
گوستاولوبون
اضافه بر آنچه گفته شد طبق گفته تاریخ نویسان عرب حضرت محمد (ص) بسیار خود دار و متفكر ، كم حرف ، احتیاط كار ، خوش قلب ، در رفتار و كردارِ خود بسیار مراقب ادب و پاكیزگى خویش بود تا پس از این كه به ثروت و اقتدار نیز رسید هیچ گاه كارهاى خود را به دیگرى واگذار نكرد .
او مردى بود بردبار در برابر سختیها و دشواریها خود دار و متحمل ،داراى همتى بلند و در برخوردها مهربان و خوشرو بود یكى از خدمت گذارانش نقل مى كند كه هجده سال تمام خدمت او ارا انجام میداد و در طول این مدت هیچ گاه سخن تند یا كردار ملال آورى حتى براى تنبیه كردن من نیز از او ندیدم ، حضرت محمد (ص) جنگ جویى دلاور و ماهر درفنون جنگى بود اگر احساس خطرى مى نمود فرار نمى كرد و بدون جهت نیز خود را به مهلكه نمی انداخت.
گوته
دانشمند، شاعر، نویسندۀ معروف آلمانی كه تأثیر عمیقی بر ادبیات آلمان و جهان به جای گذاشته در كتاب دیوان شرقی و غربی می¬گوید: «مندرجات كتاب قرآن... ما را مجذوب می¬كند و به شگفت می¬آورد و سرانجام به تعظیم و احترام بر می¬انگیزد، از حماقتهای آدمی است كه تنها عقیدۀ شخصی خود را ستایش كند. هرگاه معنای اسلام تسلیم شدن به ارادۀ خداوند جهان می¬باشد، پس ما همگی- در اسلام- زندگی می¬كنیم و مسلمان می¬میریم».
كارل ماركس
محمد مردی بود كه از میان مردمی بت پرست با اراده آهنین برخاست و آنان را به یگانه پرستی دعوت كرد و در دلهای ایشان جاودانی روح و روان را بكاشت. بنابراین او را نه تنها باید در ردیف مردان بزرگ و برجسته تاریخ شمرد بلكه سزاوار است كه به پیامبری او اعتراف كنیم و از دل وجان بگوییم كه او پیامبر خدا بوده است.
سرفلكد
عقل محمد(ص) از عقول بزرگ و بىمانندى بود كه زمانه كمتر آنها را بهوجود مىآورد و با همان عقل بزرگ بود كه محمد (ص) از امور، اطلاع كامل داشت و با یك نظر سطحى، به كنه امور پى مىبرد و تشخیص مىداد. در معاملات خصوصى، گذشت، عدل و انصاف بىنظیرى داشت و با دوست و آشنا، فقیر و غنى و ضعیف و قوى، با مساوات رفتار می كرد.
سر پرسى سایكس
عقیده شخصى من این است كه حضرت محمد(ص) در میان مشاهیرعالم بزرگ ترین انسانى است كه با یك مرام عالى تمام هم خود را مصروف این داشت كه شرك و بت پرستى را از ریشه منهدم ساخته و به جاى آن افكار بلند اسلام را برقرار سازد و او خدمت وافر و نمایانى كه از این راه به نوع بشر نموده خدمتى است كه من آن را ستایش نموده و سر تعظیم فرود مى آورم.
----------
ـ مقدمه تاریخ ایران ج 1 ، ص 23
رینولد الین نیكلسون
با ظهور حضرت محمد(ص) پرده نفوذ ناپذیر ظلمت آن عهد ناگهان كنار زده شد و مردم جزیره العرب، اساس محكم سنن تاریخى پیدا كردند.
ــــــــــــــ
- تاریخ ترجمه قرآن در جهان: 40.
جواهر لعل نهرو
مذهبی كه پیامبراسلام تبلیغ می كرد بواسطه سادگی و راستی و درستی آن و دارا بودن طعم دموكراسی و برابری، مورد استقبال توده های كشور های مجاور شد.
جرج برنارد شاو (1950- 1856)
بزرگترین نویسندۀ انگلستان بعد از شكسپیر. افكار بلند او در زمینۀ مذهب- علم- اقتصاد- خانواده و هنر اثر عمیقی بر روی مخاطبین خود داشته¬است. امواج خروشان افكار او در جوامع غربی منجر به روشنگری افكار عمومی مردم
می¬گردید. او در رابطه با شخصیت والای پیامبر بزرگ اسلام چنین می گوید: «من همیشه نسبت به دین محمد(ص) بواسطۀ خاصیت زنده¬بودن شگفت¬آورش نهایت احترام را داشته ام، به نظر من اسلام تنها دینی است كه دارای آنچنان خاصیتی است كه می¬تواند تغییرات گوناگون را به خود جذب كند و خود را با اشكال و صور هر عصر منطبق سازد. من دربارۀ دین حضرت محمد(ص) چنین پیش بینی كرده ام كه كیش او برای فردای اروپا قابل قبول خواهد بود. همان طوری كه در اروپای امروز هم پذیرش آن آغاز شده است. من معتقدم كه اگر مردی مانند پیامبر اسلام فرمانروایی مطلق جهان عصر جدید را احراز كند طوری در حل مسائل و مشكلات جهان توفیق خواهد یافت كه صلح و سعادتی را كه بشر بشدت احتیاج دارد برای او تأمین خواهد كرد».